من انقلابی ام

"ما انقلاب كرديم كه واقعيت ها را تغيير دهيم، نه كه آنها را بپذيريم." شهيد بهشتي

شگفتا بی سر و سامانی عشق

به روی نیزه سرگردانی عشق

ز دست عشق در عالم هیاهوست

تمام فتنه ها زیر سر اوست قیصر امین پور

http://s2.picofile.com/file/7574804294/00257.jpg

«این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌ى اوست‌
این چه شمعی است که جان ها همه پروانه‌ى اوست‌
اى شعله‌ى فروزان، اى فروغ تابان، اى گرمابخش دل هاى خلایق! تو کیستى با این شکوه و جلال، با این شیرینى و دلنشینى، با این هیبت و اقتدار، با این‌همه لشکر دل‌به‌همراه، با غلغله‌ى فرشتگان که در کنار موکب تو با آدمیان رقابت می کنند؟ تو کیستى اى نور خدا، اى نداى حقیقت، اى فرقان، و اى سفینةالنجاة؟ چه کرده‌اى در راه خدایت که پاداش آن خدایى‌شدنِ هر آن چیزى است که به تو نسبت می رساند؟ بنفسى انت، بروحى انت، بِمُهجَةِ قلبى انت، و سلام الله علیکَ یومَ وُلِدتَ و یوم اُستُشهِدتَ مظلوماً و یوم تُبعَثُ فاخِراً و مَفخَراً.»

تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب "پنجره های تشنه" ، ۹۳/۲/۲۹

 

نوشته شده در چهارشنبه 1393/09/26ساعت 0:4 توسط میلاد| |

«شروع جاذبه ي مغناطيس حسيني، در روز اربعين است. اين، همان مغناطيسي است که امروز هم با گذشت قرن هاي متمادي، در دل من و شماست.

ما با خودمان عهد کرده ايم که ياد حسين، نام حسين و راه حسين را هرگز از زندگي خودمان جدا نکنيم. همه ي ملت ما، همه ي کشور ما، همه ي شيعيان عالم و بلکه همه ي آزادگان در سرتاسر جهان، يک چنين احساسي نسبت به حسين بن علي دارند.»

 امام خامنه اي، رهبر انقلاب اسلامي- 1/1/1385

بسيجي عاشق كربلاست، و كربلا را تو مپندار كه شهري است در ميان شهرها و نامي است در ميان نام‌ها. نه، كربلا حرم حق است و هيچ‌كس را جز ياران امام حسين (علیه السلام) راهي به سوی حقيقت نيست.
كربلا، ما را نيز در خيل كربلاييان بپذير. ما مي‌آييم تا بر خاك تو بوسه زنيم و آن‌گاه روانه‌ي ديار قدس شويم.     
شهید سیّد مرتضی آوینی

به لطف حضرت حق، عازم حرم حق هستم. حلال بفرمایید.

نوشته شده در دوشنبه 1393/09/17ساعت 12:0 توسط میلاد| |

ارتحال عالم مجاهد انقلابی، مرحوم آیت الله مهدوی کنی را به رهبر انقلاب و کلیه دانشجویان دانشگاه امام صادق(علیه السلام) تسلیت می گویم.

امام خامنه ای رهبر انقلاب:

«این عالم بزرگوار از جمله‌ی نخستین مبارزان راه دشوار انقلاب و از چهره‌های اثرگذار و یاران صمیمی نظام جمهوری اسلامی و از وفاداران غیور و صادق امام بزرگوار بود و در همه‌ی عرصه‌های مهم کشور در دوران انقلاب شجاعانه و با صراحت تمام نقش‌‌آفرینی کرد. از عضویت در شورای انقلاب و سپس تشکیل کمیته‌های انقلاب در آغاز تأسیس نظام اسلامی تا تصدی وزارت کشور و سپس قبول نخست وزیری در یکی از سخت‌ترین دوران‌های جمهوری اسلامی، و تا ورود در عرصه‌ی تولید علم و تربیت جوانان صالح و تأسیس دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) و تا امامت جمعه تهران و سرانجام ریاست مجلس خبرگان، همه جا و همه وقت در موضع یک عالم دینی و یک سیاستمدار صادق و یک انقلابی صریح ظاهر شد و هرگز ملاحظات شخصی و انگیزه‌های جناحی و قبیله‌ای را به حیطه‌ی فعالیت‌های گسترده و اثرگذار خود راه نداد. این انسان بزرگ و پرهیزگار، همه‌ی وزن وزین خود را در همه‌ی حوادث این دهها سال در کفه‌ی حق و حقیقت نهاد و در دفاع از راه و سیره‌ی انقلاب و نظام، کوتاهی نورزید. رحمت و رضوان الهی بر روان پاک او باد.»

شادی روحش صلوات

نوشته شده در سه شنبه 1393/07/29ساعت 14:55 توسط میلاد| |

جنگ نرمی بی سروصدا علیه کودکان

 

حوزه ی "تولید اسباب بازی" نیاز به ممیزی دارد

به مناسبت 16 مهر، روز جهانی کودک

 

 کارکردهای بازی برای کودک

دنیای بدون بازی در نظر کودک، مثل زندان است. برخلاف تصور غلطی که برخی بزرگسالان و والدین راجع به بازی کودکان دارند و آن را کاری بیهوده و بی فایده تلقی می کنند و هم بازی شدن با کودکان را موجب هدررفتن وقت و انرژی خود می پندارند، اما بازی[و حتی هم بازی شدن] برای رشد کودک، امری لازم، اساسی و طبیعی است؛ یعنی علاوه بر لذت و سرگرمی و تفریح، کارکردهای مهمتری در تربیت و رشد او دارد. کودک از مجرای بازی است که اجتماعی می شود، به تدریج با الگوها و هنجارهای جامعه آشنا می شود، مهارت های ارتباطی و نقش های اجتماعی را می آموزد، هیجان و انرژی اضافی خود را تخلیه می کند، اعتماد به نفس پیدا می کند، دوست یابی را فرامی گیرد، مسئولیت پذیری و قانونگرایی را می آموزد و...

وضعیت موجود "بازی و اسباب بازی"

اسباب بازی ابتدائاً یک وسیله و ابزار بازی است، اما نوع، کیفیت و محتوای آن در شکل گیری شخصیت، روحیات و جهت گیری های فکری و روانی کودک در بلندمدت به شدت مؤثر است. از این روست که باید در انتخاب اسباب بازی برای کودک، بسیار دقت و ظرافت به خرج داد. چون هدف از بازی کودک، صرفاً سرگرمی و تفریح نیست؛ عمده رشد و پرورش کودک با همین اسباب بازی ها صورت می گیرد. متأسفانه وضعیت موجود بازی و اسباب بازی، رضایت بخش و متناسب با غایات جامعه ی اسلامی نیست. غالب اسباب بازی هایی که در بازار موجود است، یا "وارداتی" هستند یا "تولید داخل، ولی تقلیدی"؛ که هردوی اینها از سلامت لازم برای تربیت صحیح کودک، برخوردار نیستند. تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن حتی به اسباب بازی های کودکان هم رحم نکرده است. در اهمیت این مسأله همین بس که رهبر انقلاب به طور مصداقی وارد این بحث شدند و طرح دغدغه کردند: «تهاجم فرهنگى يك حقيقتى است كه وجود دارد؛ مي خواهند برروى ذهن ملّت ما و برروى رفتار ملّت ما - جوان، نوجوان، حتّى كودك - اثرگذارى كنند. اين بازي هاى اينترنتى از جمله‌ى همين است؛ اين اسباب‌بازى‌هايى كه وارد كشور مي شود از جمله‌ى همين است كه من چقدر سر قضيّه‌ى توليد اسباب‌بازى داخلىِ معنى‌دار و جذّاب، حرص خوردم با بعضى از مسئولين اين كار كه اين كار را دنبال بكنند... اسباب‌بازى رايج بچّه‌هاى ما شده تفنگ. خب بابا! آمريكايى‌ها كه پدرجدّ ما در اين كارند، الآن پشيمانند، درآن درمانده‌اند كه چه‌كار كنند. ما بچّه‌هاى خودمان را كه اَلَك‌دولَك بازى مي كردند كه تحرّك داشت و خوب بود، گرگم‌به هوا بازى مي كردند كه كار بسيار خوبى بود و ورزش بود و بازى و سرگرمى بود، يا اين چيزى كه خط كشى مي كنند و لىِ‌لىِ مي كنند - بازىِ بچّه‌هاى ما اينها بود - آورده‌ايم نشانده‌ايم پاى اينترنت، نه تحرّك جسمى دارند، نه تحرّك روحى دارند، و ذهنشان تسخير شده به وسيله‌ى طرف مقابل. خب بياييد بازى توليد كنيد، بازى ترويج كنيد، همين بازى‌هايى كه بنده حالا اسم آوردم و ده‌تا از اين قبيل بازى كه‌ بين بچّه‌هاى ما از قديم معمول بوده را ترويج كنيد؛ اين‌ يكى از كارها است، اينها را ترويج كنيد. ما همه‌اش نبايد نگاه كنيم ببينيم كه غربى‌هااز چه‌جور بازى‌اى حمايت مي كنند، ما هم از همان بازى حمايت بكنيم[1]

کودک ما در محاصره ی تفنگ و شمشیر و عروسک باربی و بِن تن و مرد عنکبوتی و... است

غربی ها به طور کلی در رسانه های خود، برای جذب مخاطب و تأثیرگذاری بر او متوسل به هر روشی می شوند؛ مشروعیت و عدم مشروعیت برای تمدّن غربی هیچ اهمیتی ندارد. چند مؤلفه ی مهم، تقریباً در تمام محصولات و آثار رسانه ای غربی ها[جبهه ی باطل] وجود دارد که با آنها ایجاد جذابیت می کنند:

«شهوت»، «غضب» و «وهم»، که در هر اثر فرهنگی غربی، حداقل یکی از این مؤلفه ها وجود دارد. به تعبیر شهید آوینی رسانه های غرب با "تکیه بر نقاط ضعف بشری"، سعی در ایجاد جذابیت و کشاندن مخاطب به سوی خود و نهایتاً تسخیر ذهن انسان دارند. پس هدفشان "تسخیر ذهن مخاطب و مصرف کننده"، و ابزارشان "ایجاد جذابیت در محصولات" است. همین رویکرد بر تولید اسباب بازی ها و ترویج بازی های کودکان نیز حاکم است؛ چه اسباب بازی هایی که مستقیماً از خارج وارد می شود، و چه اسباب بازی هایی که در داخل تولید می شود لکن متأثر از فرهنگ بیگانه است. لذا می بینیم اسباب بازی هایی در اختیار کودکان جامعه ی اسلامی قرار می گیرد که هیچ سنخیتی با ارزش ها، هنجارها و الگوهای این جامعه و هیچ تناسبی با سبک زندگی اسلامی ندارد. وقتی اسباب بازی های جنگی مثل اسلحه، مسلسل، دست بند، ماشین پلیس و شمشیر در اختیار کودک قرار گرفت، طبیعتاً کودک به سمت پرخاشگری، خشونت، هیجان جنگاوری، آدم کشی و بزهکاری سوق داده می شود. آن دانش آموزی که در مدرسه آمریکایی با هفت تیر، معلمان و دوستانش را می کشد، به طور ناگهانی به اینجا نرسیده، بلکه نوع تربیت و پرورش به تدریج او را به این مرحله رسانده است. وقتی کودک با عروسک های مدل، رقاص و نیمه عریان مثل باربی مأنوس شد، طبیعی است که به نوع خاصی از پوشش و آرایش و حجاب تمایل پیدا می کند، به سمت فرهنگ بی عفّتی، بی حیایی و لاقیدی می رود، دنیای پاک و معصومانه ی کودک به شهوت، فساد و غریزه ی جنسی آلوده می شود و زودتر از موعد به بلوغ جنسی می رسد که آسیب های جدّی و خطرناکی را به دنبال خواهدداشت. وقتی کودک با اسباب بازی ها و عروسک شخصیت ها و قهرمان های تخیّلی و توهّمی منفی مثل بَتمَن و مرد عنکبوتی و بِن تِن و لاک پشت های نینجا و... سرگرم شد، طبیعتاً الگوی شخصیت آرمانی و مطلوب برای آن کودک، همین شخصیت های خیالی خواهندبود. جای تعجب نیست که برخی کودکان سعی می کنند خود را شبیه همین شخصیت های خیالی و بیگانه کرده و ادا و اطوار آنها را تقلید کنند.

از سوی دیگر اخیراً بازی های رایانه ای و موبایلی هم رواج زیادی پیدا کرده که علاوه بر اثرات سوء روحی و روانی، به لحاظ جسمانی و فیزیکی نیز مضر است و کودک را تنبل و بی تحرک بار می آورد.

چه باید کرد؟

اگر در این عصر تاریک فرهنگی، کسی مثل رهبر انقلاب سوزن بانی عرصه ی مظلوم فرهنگ را انجام نمی دادند، یقیناً به تدریج ضدّارزش ها تبدیل به ارزش ها می شدند. ایشان از همان اوایل دهه ی 70 تلنگرهای به موقعی به متولیان فرهنگی کشور می زدند و می زنند، که اگر مسئولان امر، پیگیری و جدّیت لازم را به خرج می دادند، بخشی از این دغدغه ها مرتفع می شد. در زمینه ی بازی و اسباب بازی کودکان نیز خلأهایی در حوزه ی کاری مسئولان و متولیان فرهنگی مشاهده می شود:

*   نبود کار پژوهشی و بنیادی در زمینه ی تولید اسباب بازی: باید کار پژوهشی و مطالعاتی دقیقی در زمینه ی تولید اسباب بازی ایرانی انجام بگیرد. باید ذائقه ی کودک امروزی را تشخیص داد تا بتوان اسباب بازی مطلوب او را ساخت. باید بررسی شود که چطور می توان بدون استفاده از مؤلفه هایی که غربی ها برای ایجاد جذابیت از آنها بهره می گیرند، اسباب بازی ها و بازی های جذاب برای کودکان طراحی کرد[که هم جذاب باشند، هم سالم].

*   نبود نظارت بر تولید و واردات اسباب بازی: کدام سازمان و نهادی بر تولیدات اسباب بازی در داخل و نیز بر واردات اسباب بازی های خارجی نظارت می کند!؟ چه ممیزی ای برای این حوزه وجود دارد؟ آیا حوزه ی تربیت کودکان اینقدر اهمیت ندارد که برای آن، ناظر و ممیزی در نظر گرفته شود!؟ وقتی نظارت نباشد، تولیدکننده مختار است هرچه خود می پسندد و هرچیزی که بیشتر فروش دارد تولید کند؛ واردکننده هم همین طور.

*   نبود استاندارد و معیارهای تعریف شده در تولید اسباب بازی: به دلیل نبود یک نقشه ی راه و چشم انداز در این حوزه، تصویر مشخصی از وضعیت مطلوب وجود ندارد. یعنی به طور مشخص، روشن نیست که در این حوزه، باید به کجا برسیم، اسباب بازی مطلوب کودکان مسلمان چیست، چه خصوصیاتی دارد، مؤلفه های جذابیت آن چیست و چه معیار و طرازی وجود دارد. این خلأ نیازمند مدیریت راهبردی و تدوین چشم انداز برای حوزه ی بازی و اسباب بازی است.

اگر به بازی و اسباب بازی کودک، با جدّیت و به مثابه یک سرمایه گذاری بلندمدت نگریسته شود، از یکسو بسیاری از هزینه های تربیتی و پرورشی در سنین بالاتر نوجوانی و جوانی کاهش خواهدیافت. از سوی دیگر به جهت انعطاف بیشتر کودک در فراگیری و شکل گیری شخصیت مطلوب و صحیح، این امکان در سنین پایین تر، بیشتر فراهم است[کار برای سنین کودکی، هم کارآمد و هم مؤثر است]؛ اما اگر کودک در سنین کودکی و خردسالی رها شود، خیلی نمی توان در سنین جوانی از او انتظار انعطاف فراوان در تأثیرپذیری و تربیت را داشت؛ چراکه: خشت اول اگر نهد معمار کج/ تا ثریا می رود دیوار کج.


پی نوشت:

[1] بیانات امام خامنه ای در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 19/9/1392

 

نویسنده: میلاد ولیان

valian.milad3@gmail.com

نوشته شده در چهارشنبه 1393/07/16ساعت 17:56 توسط میلاد| |

در جنگ هشت ساله، چه کسي پيروز شد؟

مهمترين دستاوردهاي ايران در جنگ هشت ساله

 

در جنگ تحميلي ثابت کرديم که فقط "مقاومت" نتيجه مي دهد، نه "مذاکره"

 

شبهه: برخي معتقدند تلفات انساني، خسارت هاي مادي و عقب ماندن ايران از پيشرفت هاي اقتصادي، نشانه هاي شکست ايران در جنگ تحميلي است و اکتفا کردن به اين مطلب که در طول جنگ، بخشي از خاک کشور جدا نشده و استقلال ايران حفظ شده، دليل موجهي براي پيروزي نمي باشد. مضافاً بر اينکه جنگ در نهايت با پذيرش قطعنامه و بدون هيچ دستاوردي به اتمام رسيد!

پاسخ:

* در جنگ، هر دو طرف خسارت مي بينند

اگر تلفات انساني، خسارت هاي مادي و عقب ماندن از پيشرفت هاي اقتصادي، نشانه هاي شکست خوردن هستند، بايد بگوييم که اين نشانه هاي شکست براي عراق هم وجود داشت. آنها هم تلفات انساني و اسيران بسياري دادند، خسارت هاي فراواني متحمّل شدند، از پيشرفت اقتصادي هم تا حدّ زيادي، جا ماندند. پس اينها نشانه هاي شکست نيست؛ هر دو طرف، اين خسارات را متحمّل شدند. اينها از اقتضائات جنگ است.

* استقلال کشور، بزرگترين دستاورد

اين مطلب که در طول جنگ، بخشي از خاک ايران جدا نشد و استقلال ايران حفظ شد، شايد به طور مطلق، دليل پيروزي نباشد؛ اما در مقايسه ي با جنگ هاي اتفاق افتاده در دوره هاي قبل از نظام جمهوري اسلامي(مثل قاجار، پهلوي و...) و نسبت به نتايج آن جنگ ها، جنگ هشت ساله يک پيروزي براي مردم ايران و نظام جمهوري اسلامي محسوب مي شود. نبايد اين مسأله را دست کم گرفت که کشوري تنها با حکومتي نوپا و تازه تأسيس، با حداقل امکانات و تجهيزات لازم نظامي، با ارتشي نابسامان و بدون حمايت ديگران بتواند در مقابل دشمن مسلّح و برخوردار از حمايت هاي مالي، نظامي و سياسي ابرقدرت ها و سازمان هاي بين المللي، مقاومت کند و تن به عقب نشيني ندهد و استقلال و تماميت ارضي کشور را حفظ کند؛ اين خيلي حائز اهميت و کم نظير(در نوع خود، بي نظير) است.

بايد دقت داشته باشيم که از آغاز جنگ تا پايان، قطعنامه هاي بسياري از سوي سازمان ملل صادر شد؛ اما هيچ يک از آنها مورد پذيرش جمهوري اسلامي قرار نگرفته بود. قطعنامه 598 با قطعنامه هاي قبلي تفاوت هايي داشت، بخش زيادي از خواسته هاي ايران و شروط ايران را دربر مي گرفت.

* در جنگ، آن طرفي بازنده است که اهدافش محقق نمي شود

اتفاقاً در اين بين، تنها کشوري که پيروز شد و دستاوردهاي بزرگي داشت، ايران بود. پيروزي به معناي تلفات و خسارات ندادن، نيست. در ميدان جنگ، آن طرفي پيروز است که به اهداف و آرمان هاي خود دست مي يابد؛ و بازنده نيز طرفي است که به اهداف خود نمي رسد. در اين جنگ، مهمترين اهداف صدام و حزب بعث، تصرف استان خوزستان، تسلّط بر اروندرود، اسقاط نظام جمهوري اسلامي و ايفاي نقش ژاندارم در منطقه بود. اما در پايان جنگ و پس از پذيرش قطعنامه، کداميک از اين اهداف محقق شد؟ شاهديم که به هيچ کدام(حتي يکي) از اهداف خود نرسيدند و بيخود و بيهوده بسياري خسارات را متحمّل شدند، نزد مردم کشورشان هم منفور شدند.

* بزرگترين دستاوردهاي ايران در هشت سال دفاع مقدس

اما ايران که در موضع دفاع از کشور و انقلاب اسلامي بود، به خوبي از عهده ي آن برآمد و عراق را در اهدافش کاملاً ناکام گذاشت.

* پيروزي ايران در اين است که پرده از چهره ي حقيقي ابرقدرت ها برداشت و آنها را به مردم خود و جهان شناساند.

* ايران پيروز شد، چون توانست منطق اسلام و انقلاب اسلامي را در جنگ به دنيا معرفي کند.

* ايران پيروز شد، چون به تنهايي و با کمترين امکانات و حمايت ها در مقابل(نه فقط عراق) بلکه بسياري از مستکبران جهاني، مقاومت کرد.

* ايران پيروز شد، چون هسته هاي مقاومت در سراسر جهان از جمله لبنان، فلسطين، مصر، ليبي، بحرين، يمن و... با الگوگيري از مقاومت مردمي ايرانيان در جنگ هشت ساله، تشکيل شدند و به نتيجه رسيدند.

* تشکيل هسته هاي مقاومتِ ناشي شده از بسيج، منجر به بيداري اسلامي و به بيداري در اروپا و آمريکا و به خطر افتادن منافع غرب شد.

* به تعبير امام(ره)، انقلاب اسلامي در جنگ به جهان صادر شد.

* امکان “مقاومت بدون اتکا به شرق و غرب”، در اين جنگ به دنيا اثبات شد.

* جنگ، فرصتي براي پرورش اخلاقي و عرفاني جوانان کشور فراهم کرد. به تعبير امام(ره)، فتح الفتوح انقلاب اسلامي، پرورش اين جوان هاي خداجو بود.

* جنگ، فرصتي براي ظهور و پرورش استعدادهاي جوان کشور شد. مغزهاي متفکر و نخبگان نظامي امثال شهيد حسن باقري و ساير فرماندهان جوان، از پديده هاي بي بديل دفاع مقدس به شمار مي روند.

* جنگ، فرصتي شد تا نيازهاي نظامي کشور، در داخل و توسط متخصصان ايراني تأمين شود.

اينها تنها تعداد معدودي از دستاوردها و پيروزي هاي ايران در دفاع مقدس است. هرچند در مقطع پاياني جنگ(يعني سال 67)، اين مسائل، خيلي محسوس و ملموس نمي نمود و فقط منطق امام(ره) و پيروان امام، آن را درک مي کرد، اما به تدريج و به مرور زمان، هشت سال دفاع مقدس نتايج، ثمرات و برکات خود را نشان داد. چندسال پس از پايان جنگ، صدام نيز به اين مسأله اعتراف کرد که شما ايراني ها به هرچه مي خواستيد، رسيديد. عراق هم به عنوان متجاوز معرفي شد.

پس تنها و تنها جمهوري اسلامي ايران و منطق اسلام ناب محمّدي(صلّي الله عليه و آله) پيروز جنگ تحميلي بود. امام خميني(ره) فرمودند: «جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت». پيروزي حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و پيروزي گروه هاي مقاومت فلسطيني در جنگ هاي 22 روزه و 8 روزه و از همه مهمتر، پيروزي اخير مردم بي دفاع غزه در جنگ 50 روزه با رژيم حرام زاده صهيونيستي، نويد فتح  نهايي و آزادسازي قريب الوقوع فلسطين را مي دهد. و امروز پس از گذشت 26 سال از پايان جنگ تحميلي، به اين فرمايش امام(ره) باور پيدا مي کنيم که: «جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت

 

میلادولیان

valian.milad3@gmail.com

نوشته شده در پنجشنبه 1393/06/27ساعت 12:33 توسط میلاد| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody