من انقلابی ام

"ما انقلاب كرديم كه واقعيت ها را تغيير دهيم، نه كه آنها را بپذيريم." شهيد بهشتي

در جنگ هشت ساله، چه کسي پيروز شد؟

مهمترين دستاوردهاي ايران در جنگ هشت ساله

 

در جنگ تحميلي ثابت کرديم که فقط "مقاومت" نتيجه مي دهد، نه "مذاکره"

 

شبهه: برخي معتقدند تلفات انساني، خسارت هاي مادي و عقب ماندن ايران از پيشرفت هاي اقتصادي، نشانه هاي شکست ايران در جنگ تحميلي است و اکتفا کردن به اين مطلب که در طول جنگ، بخشي از خاک کشور جدا نشده و استقلال ايران حفظ شده، دليل موجهي براي پيروزي نمي باشد. مضافاً بر اينکه جنگ در نهايت با پذيرش قطعنامه و بدون هيچ دستاوردي به اتمام رسيد!

پاسخ:

* در جنگ، هر دو طرف خسارت مي بينند

اگر تلفات انساني، خسارت هاي مادي و عقب ماندن از پيشرفت هاي اقتصادي، نشانه هاي شکست خوردن هستند، بايد بگوييم که اين نشانه هاي شکست براي عراق هم وجود داشت. آنها هم تلفات انساني و اسيران بسياري دادند، خسارت هاي فراواني متحمّل شدند، از پيشرفت اقتصادي هم تا حدّ زيادي، جا ماندند. پس اينها نشانه هاي شکست نيست؛ هر دو طرف، اين خسارات را متحمّل شدند. اينها از اقتضائات جنگ است.

* استقلال کشور، بزرگترين دستاورد

اين مطلب که در طول جنگ، بخشي از خاک ايران جدا نشد و استقلال ايران حفظ شد، شايد به طور مطلق، دليل پيروزي نباشد؛ اما در مقايسه ي با جنگ هاي اتفاق افتاده در دوره هاي قبل از نظام جمهوري اسلامي(مثل قاجار، پهلوي و...) و نسبت به نتايج آن جنگ ها، جنگ هشت ساله يک پيروزي براي مردم ايران و نظام جمهوري اسلامي محسوب مي شود. نبايد اين مسأله را دست کم گرفت که کشوري تنها با حکومتي نوپا و تازه تأسيس، با حداقل امکانات و تجهيزات لازم نظامي، با ارتشي نابسامان و بدون حمايت ديگران بتواند در مقابل دشمن مسلّح و برخوردار از حمايت هاي مالي، نظامي و سياسي ابرقدرت ها و سازمان هاي بين المللي، مقاومت کند و تن به عقب نشيني ندهد و استقلال و تماميت ارضي کشور را حفظ کند؛ اين خيلي حائز اهميت و کم نظير(در نوع خود، بي نظير) است.

بايد دقت داشته باشيم که از آغاز جنگ تا پايان، قطعنامه هاي بسياري از سوي سازمان ملل صادر شد؛ اما هيچ يک از آنها مورد پذيرش جمهوري اسلامي قرار نگرفته بود. قطعنامه 598 با قطعنامه هاي قبلي تفاوت هايي داشت، بخش زيادي از خواسته هاي ايران و شروط ايران را دربر مي گرفت.

* در جنگ، آن طرفي بازنده است که اهدافش محقق نمي شود

اتفاقاً در اين بين، تنها کشوري که پيروز شد و دستاوردهاي بزرگي داشت، ايران بود. پيروزي به معناي تلفات و خسارات ندادن، نيست. در ميدان جنگ، آن طرفي پيروز است که به اهداف و آرمان هاي خود دست مي يابد؛ و بازنده نيز طرفي است که به اهداف خود نمي رسد. در اين جنگ، مهمترين اهداف صدام و حزب بعث، تصرف استان خوزستان، تسلّط بر اروندرود، اسقاط نظام جمهوري اسلامي و ايفاي نقش ژاندارم در منطقه بود. اما در پايان جنگ و پس از پذيرش قطعنامه، کداميک از اين اهداف محقق شد؟ شاهديم که به هيچ کدام(حتي يکي) از اهداف خود نرسيدند و بيخود و بيهوده بسياري خسارات را متحمّل شدند، نزد مردم کشورشان هم منفور شدند.

* بزرگترين دستاوردهاي ايران در هشت سال دفاع مقدس

اما ايران که در موضع دفاع از کشور و انقلاب اسلامي بود، به خوبي از عهده ي آن برآمد و عراق را در اهدافش کاملاً ناکام گذاشت.

* پيروزي ايران در اين است که پرده از چهره ي حقيقي ابرقدرت ها برداشت و آنها را به مردم خود و جهان شناساند.

* ايران پيروز شد، چون توانست منطق اسلام و انقلاب اسلامي را در جنگ به دنيا معرفي کند.

* ايران پيروز شد، چون به تنهايي و با کمترين امکانات و حمايت ها در مقابل(نه فقط عراق) بلکه بسياري از مستکبران جهاني، مقاومت کرد.

* ايران پيروز شد، چون هسته هاي مقاومت در سراسر جهان از جمله لبنان، فلسطين، مصر، ليبي، بحرين، يمن و... با الگوگيري از مقاومت مردمي ايرانيان در جنگ هشت ساله، تشکيل شدند و به نتيجه رسيدند.

* تشکيل هسته هاي مقاومتِ ناشي شده از بسيج، منجر به بيداري اسلامي و به بيداري در اروپا و آمريکا و به خطر افتادن منافع غرب شد.

* به تعبير امام(ره)، انقلاب اسلامي در جنگ به جهان صادر شد.

* امکان “مقاومت بدون اتکا به شرق و غرب”، در اين جنگ به دنيا اثبات شد.

* جنگ، فرصتي براي پرورش اخلاقي و عرفاني جوانان کشور فراهم کرد. به تعبير امام(ره)، فتح الفتوح انقلاب اسلامي، پرورش اين جوان هاي خداجو بود.

* جنگ، فرصتي براي ظهور و پرورش استعدادهاي جوان کشور شد. مغزهاي متفکر و نخبگان نظامي امثال شهيد حسن باقري و ساير فرماندهان جوان، از پديده هاي بي بديل دفاع مقدس به شمار مي روند.

* جنگ، فرصتي شد تا نيازهاي نظامي کشور، در داخل و توسط متخصصان ايراني تأمين شود.

اينها تنها تعداد معدودي از دستاوردها و پيروزي هاي ايران در دفاع مقدس است. هرچند در مقطع پاياني جنگ(يعني سال 67)، اين مسائل، خيلي محسوس و ملموس نمي نمود و فقط منطق امام(ره) و پيروان امام، آن را درک مي کرد، اما به تدريج و به مرور زمان، هشت سال دفاع مقدس نتايج، ثمرات و برکات خود را نشان داد. چندسال پس از پايان جنگ، صدام نيز به اين مسأله اعتراف کرد که شما ايراني ها به هرچه مي خواستيد، رسيديد. عراق هم به عنوان متجاوز معرفي شد.

پس تنها و تنها جمهوري اسلامي ايران و منطق اسلام ناب محمّدي(صلّي الله عليه و آله) پيروز جنگ تحميلي بود. امام خميني(ره) فرمودند: «جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت». پيروزي حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و پيروزي گروه هاي مقاومت فلسطيني در جنگ هاي 22 روزه و 8 روزه و از همه مهمتر، پيروزي اخير مردم بي دفاع غزه در جنگ 50 روزه با رژيم حرام زاده صهيونيستي، نويد فتح  نهايي و آزادسازي قريب الوقوع فلسطين را مي دهد. و امروز پس از گذشت 26 سال از پايان جنگ تحميلي، به اين فرمايش امام(ره) باور پيدا مي کنيم که: «جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت

 

میلادولیان

valian.milad3@gmail.com

نوشته شده در پنجشنبه 1393/06/27ساعت 12:33 توسط میلاد| |

یا رب، دل دوستان پر ز غم نکنی

با تیر بلا قامت ما خم نکنی

ای چرخ، تو را به حق قرآن سوگند

یک مو ز سر رهبر ما کم نکنی

***

سلامتی نایب برحق امام زمان(عج)، پیشوای آزادگان و امید مستضعفان، امام خامنه ای صلوات

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27386/B/13930617_0227386.jpg

کوری چشم دشمن،

حال آقا کاملاً خوب و مطلوب است.

الحمدلله.

نوشته شده در دوشنبه 1393/06/17ساعت 15:31 توسط میلاد| |

باراک اوباما: اسرائیل حق دفاع از خود را دارد!

امام خمینی(ره):

"هرچه فریاد دارید، سر آمریکا بکشید."

نوشته شده در پنجشنبه 1393/05/02ساعت 18:19 توسط میلاد| |

"برای هدایت انسان ها، برای خودتان دعا کنید.
برای زندگیتان، برای مسئولینتان، برای کشورتان، برای گذشتگانتان و برای آن چیزی که می خواهید خدای متعال به شما بدهد، دعا کنید.
قدر بدانید آن ساعات و دقایق را.
بنده هم از همه شما برادران و خواهران عزیز، در شب های مبارک قدر، ملتمس دعا هستم."

امام خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی
1376/10/26

نوشته شده در جمعه 1393/04/27ساعت 2:7 توسط میلاد| |

بازخوانی مکتب روح الله>> عدالت امام(ره)

اصرار امام(ره) بر اجتناب مسئولان از اشرافی گری

 

عدالت، آرزوی دیرینه ی بشریت است؛ چراکه همواره کسانی برای خود، حق ویژه ای قائل هستند و خون خود را رنگین تر از دیگران می دانند. هدف از آمدن انبیا و رسولان الهی، «لِیَقُومَ النّاسُ بِالقِسطِ»[1] یعنی تأمین و اقامه ی عدالت در اجتماع بوده است. عدالت یعنی اعطای حق به صاحب حق. امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند: «عدالت، هر چیزی را در جای خود می نهد... عدالت، تدبیر عمومی مردم است.»[2] پس طبیعتاً دیگر جای اعتراضی برای کسی باقی نمی ماند؛ چون «اِعطاءُ کُلَّ ذی حَقٍّ حَقَّهُ» اتفاق می افتد. لکن امیال و هواهای نفسانی برخی اشخاص، مانع اجرای این عدالت می شود.

در طول تاریخ، بسیاری از رهبران قیام ها و نهضت های مردمی، دغدغه ی عدالت را داشته اند. از میان همه ی آنها شخصیت معاصر ما، حضرت امام خمینی(ره)، دغدغه ی ویژه و تعصّب خاصی در این مسأله داشت. آن عدالتی که مدّنظر امام(ره) بود، عدالت برگرفته از احکام اسلام و عدالت علوی بود و تطابقی با مکاتب و جریانات غیراسلامی نداشت. مکتب امام(ره)، عدالت را با دو بعد عقلانیت و معنویت، همراه می کند: «اگرچه به يك معنا عدالت هم از همان عقلانيت و نيز از معنويت برمي خيزد، اما برجستگى بُعد عدالت در منظر امام بزرگوار، آن را به طور مشخص‌ترى در مقابل ما قرار مي دهد.»[3] عدالت امام(ره) چند مؤلفه ی اساسی دارد که همین موجب نمود برجسته ی آن شده است:

* تکیه بر طبقات ضعفا:                      

«از اول پيروزى انقلاب، امام تكيه‌ى بر طبقات ضعفا را اصرار كردند، تكرار كردند، توصيه كردند. تعبير "پابرهنگان" و "كوخ‌نشينان" جزء تعبيراتى بود كه در كلام امام بارها و بارها تكرار شد.»[4] امام(ره) به تأسّی از جدّش رسول خدا از همان ابتدای نهضت، بدنه ی اجتماعی و مردمی انقلاب را از میان ضعفا، فقرا و محرومین تشکیل داد؛ چراکه معتقد بود: «تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدیّنین بی بضاعت، گردانندگان و بر پا دارندگان واقعی انقلاب ها هستند.»[5] اسلام به دنبال احقاق حق و ستاندن حق ضعیف و مظلوم از قوی و ظالم است. «دشمنانتان می خواهند که جیبشان پر بشود و اسلام جیب پر کن نیست، اسلام با ضعفا است.»[6] پس از پیروزی انقلاب و  تشکیل نظام اسلامی نیز امام(ره) بیشترین حمایت را از قشر مستضعف جامعه نمود و بارها به مسئولان نظام گوشزد کرد که در عرصه ی خدمت رسانی، این قشر را در اولویت قرار دهند و لحظه ای از وضعیت آنها غافل نشوند. «ما نباید گرایش و توجه بی شائبه ی محرومین را به انقلاب و حمایت بی دریغ آنان را از اسلام فراموش کنیم و بدون جواب بگذاریم.»[7] امام(ره) خدمت به محرومین را مایه ی افتخار و مباهات و حتی بالاتر از وظیفه می دانست و از آن، به «عبادت» یاد می کرد: «گمان نمى ‏كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد. راستى وقتى كه پابرهنه‏ ها و گودنشينان و طبقات كم درآمد جامعه ی ما امتحان و تقيد خود را به احكام اسلامى تا سر حد قربانى نمودن چندين عزيز و جوان و بذل همه هستى خود داده‏ اند و در همه صحنه‏ ها بوده‏ اند- و إن شاءالله خواهند بود- و سر و جان را در راه خدا مى‏ دهند، چرا ما از خدمت به اين بندگان خالص حق و اين رادمردان شجاع تاريخ بشريت افتخار نكنيم! ما مجدداً مى ‏گوييم كه يك موى سر اين كوخ نشينان و شهيددادگان به همه كاخ و كاخ نشينان جهان شرف و برترى دارد.»[8]

اوضاع پیش از انقلاب، به گونه ای بود که مردم، شناختی نسبت به مسئولان کشور نداشتند؛ چراکه انتخاب آنها به عهده ی مردم نبود. دولتی می رفت، دولتی دیگر می آمد، بعضاً مردم مطلّع نمی شدند. لذا هیچ عُلقه و ارتباطی بین مردم و مسئولان نبود. اما پس از انقلاب، به برکت استقرار نظام مردم سالاری دینی، اولاً مسئولان از میان اقشار گوناگون مردم انتخاب می شوند؛ ثانیاً فاصله ی بین مردم و مسئولان بسیار کاهش یافت. وقتی که شخص اول نظام، رهبر معظّم انقلاب، شخصاً به میان مردم می آیند، با آنها حرف می زنند، به درد دل های آنها گوش می سپرند؛ این نشان دهنده ی ارتباط عمیق بین امام و امّت است. در سال های اخیر نیز اقدام قابل تقدیر دولت های نهم و دهم به انجام سفرهای استانی به تأسّی از مشی رهبر انقلاب، در راستای شعار عدالت اجتماعی، خودنمایی می کرد. مسئولان به اقصی نقاط کشور، شهرهای گوناگون و روستاهای دورافتاده و محروم سفر می کنند و از نزدیک با مشکلات و مطالبات مردم هر منطقه آشنا می شوند. بسیاری از مردم مناطق گوناگون، سال ها حتی یک مسئول مربوط به منطقه و شهر خود را از نزدیک ندیده بودند؛ اما با این اقدام دولت سابق، مردم، مسئولان رده بالای کشور از جمله رئیس جمهور و وزرا و سایرین را در نزدیکی خود می بینند و با آنها ارتباط برقرار می کنند، لذا از خدمات عمومی کشور بهره مند می شوند. امام(ره) اینگونه اقدامات را وظیفه ی مسئولان می دانست: «همه مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حكومت عدل موظفند كه با فقرا و مستمندان و پابرهنه‏ ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمكنين و مرفهين.‏»[9] امام خامنه ای نیز بر این وظیفه ی اصلی مسئولان مؤکداً می فرمایند: «اين وظيفه عمدتاَ متوجه به مسئولان دولتى است. خدمت‌رسانى به مردم كار اصلى ماست و بيشترين كسانى كه خدمت بايد متوجه آنها شود، طبقه‌ى محروم و مظلوم و مستضعف جامعه‌اند كه محتاج خدمتند. ما بايد اين خدمت را به آنها برسانيم و خدمت‌رسانى را تسهيل كنيم. اين، خود يك قدم بزرگ در راه ايجاد عدالت اجتماعى است.»[10]

* پرهیز مسئولان از کاخ نشینی و اشرافیگری:

«امام به مسئولين اصرار داشتند كه به طبقات محروم برسيد. به مسئولين اصرار داشتند كه از اشرافيگرى پرهيز كنند. اين، يكى از توصيه‌هاى مهم امام بزرگوار بود. ما نبايد اينها را فراموش كنيم. آفت مسئوليت در يك نظامى كه متكى به آراء مردم و متكى به ايمان مردم است، اين است كه مسئولين به فكر رفاه شخصى بيفتند؛ به فكر جمع‌آورى براى خودشان بيفتند؛ در هوس زندگى اشرافيگرى، به اين در و آن در بزنند؛ اين آفت بسيار بزرگى است.»[11] امام(ره) از آنجایی که ملّت ایران را از سایر ملّت های جهان در طول تاریخ و از صدر اسلام تاکنون، برتر می دانست و آنها را درخور خدمت رسانی بی نظیر می دید، لذا از اینکه عده ای از مسئولان سراغ امور شخصی و تجملّات و به سمت حواشی و غفلت از پابرهنه ها بروند و یا خود را بالاتر از آن بدانند که وقتشان را صرف امور مردم بکنند، ناراحت می شد: «توجه به ملّت را حفظ كنيد. خودتان را خدمتگزار بدانيد به بندگان خدا. بزرگى نفروشيد به اين مردم. اين مردم بزرگند، بنده خدا هستند، به اينها بزرگى نفروشيد؛ عُلوّ بر اينها نكنيد.»[12] در نظام اسلامی، اولویت با ملّت است و رضایت ملّت، مطرح می باشد، نه رضایت یک اقلیت خاص افزون خواه و پرتوقع؛ لذا مردم، ولی نعمت مسئولان؛ و مسئولان، خدمتگزاران مردم می باشند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نامه ی خود به مالک اشتر تأکید فرمودند که آنجایی که امر دایر شد بین توده ی مردم با خواص و اقلیت بهره مند و ممتاز جامعه، توده ی مردم را ترجیح بده.

اگر فقیر، اشرافیگری و تجمّل گرایی و کاخ نشینی و ریخت و پاشِ مسئولان و افراد غنی را مشاهده کند، ممکن است فقرش بر او گران آید و از این پدیده رنجور شود. ممکن است ضعفا با مشاهده ی زندگی اعیانی برخی مسئولان، از آنها الگوبرداری کنند و خود را به آب و آتش بزنند، شب و روز کار کنند تا سطح معیشتی خود را به الگوها برسانند. به خاطر این مضرّات است که امام خامنه ای همواره مسئولان را از زندگی های اشرافی و مسرفانه و بالاتر از سطح زندگی عامه ی مردم نهی می کنند.

پس در مکتب امام(ره) محرومیت زدایی و ایجاد عدالت از اصلی ترین وظایف مسئولان نظام اسلامی است. کشمکش ها و دعواهای سیاسی و جناح بازی ها نباید منجر به غفلت از این اصل مهم شود.

* رفع تبعیض طبقاتی:

شکاف و فاصله ی بین قشر غنی و قشر فقیر و مستضعف از دیرباز در کشور ما وجود داشته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تا حدودی این فاصله ها کم شد؛ ولیکن از منظر امام خمینی(ره) و امام خامنه ای، وضعیت فعلی هم هنوز قانع کننده و مطلوب نیست! امام(ره) در سال اول انقلاب این تضاد طبقاتی را مورد نکوهش قرار داده و فرمودند: «نبايد حالا مثل آن وقت باشد. يك دسته آن بالاها بنشينند و تفريح بكنند و پايشان را روى هم بيندازند و لَمْ بدهند و مبل هاى گران قيمت و بخندند به اين جمعيت هاى زحمتكش، و با قلم خودشان برخلاف مسير اينها و بر وِفْق خواست هاى ابَرقدرت ها قلم فرسايى كنند؛ ننشينند اين كار را بكنند. ما همه با هم باشيم.»[13] بند نهم از اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز، «رفع تبعیض های ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه های مادی و معنوی» را از وظایف دولت و مسئولان ذکر می کند. نباید همه ی امکانات و منابع را در چند نقطه ی خاص کشور توزیع کنیم و بقیه ی مناطق کشور از محرومیت رنج بکشند. جای بسی تأسف و اندوه است که بخش کلانی از بودجه ی کشور و از بیت المال عمومی، خرج برخی مناطقی شود که عده ای ضدّ انقلاب و مخالف نظام از آن بهره گیرند و بازهم ناراضی باشند، ولی در عوض مردم مناطق محروم که صاحبان اصلی انقلاب هستند و برای تحقق نظام اسلامی از جان و مال خود دریغ نکرده اند و بهترین جوانان خود را تقدیم کرده اند، همچنان در استضعاف به سر برند. امام(ره) در این باره به مسئولان امر توصیه فرمودند: «هِى دنبال اين نرويد كه همان طورى كه در طاغوت مى‏ كرد، شهرها را خيلى مزيّن كنيد و شهرها را خيلى بزرگ بكنيد و همه همّ دولت و همه بودجه مملكت خرج شهرها بشود و خرج شمال شهر بشود كه باز همان طاغوتي ها از آن استفاده بكنند. براى اين پايين شهري ها، براى اين بيچاره‏ها- اسلام است؛ حكومت اسلام است- براى اينها فكر بكنيد.»[14] متأسفانه فاصله ی قشر ثروتمند و قشر فقیر در جامعه ی فعلی، بسیار زیاد است. اصطلاحاً بالا شهر و پایین شهر دو تصویر متفاوت از یک جامعه را نشان می دهد. با اندکی دقت در ظواهر این دو منطقه و مقایسه ی آنها می توان به این اختلاف طبقاتی پی برد.

* بالاشهر: دو نفر آدم با یک سگ در یک ویلای چندهزار متری؛ پایین شهر: چهار نفر آدم در یک اتاق بیست و پنج متری.

* بالاشهر: برای هر یک از اعضای خانواده یک خودروی لوکس؛ پایین شهر: یک خانواده بدون خودرو.

* بالاشهر: مصرف انرژی، آب، برق، گاز و... با قبض های نجومی؛ پایین شهر: مصرف در حد «مشترک کم مصرف».

* بالاشهر: سفرهای تفریحی به خارج از کشور؛ پایین شهر: ناتوانی در مسافرت، حتی به روستا و شهرهای مجاور.

* بالاشهر: امکانات فراوان حمل و نقل، مراکز آموزشی، بهداشتی و درمانی، تفریحی و...؛ پایین شهر: محرومیت و امکانات ضعیف که منجر به عزیمت مردم به کلان شهرها –بخصوص پایتخت- می شود.

و بسیاری مصادیق دیگر که مجال ذکر همه ی آنها نیست. امام(ره) با این تبعیض ها مخالف بود. عدالتی که مدّ نظر امام(ره) بود و رهبر انقلاب نیز بسیار بر آن تأکید دارند، با این وضعیت مبارزه می کند. عدالت حکم می کند که هرگونه اقدامی در جامعه، جانب مستضعفان را هم حفظ کند. مثلاً باید ببینیم برج میلاد تهران چه نفعی برای قشر مستضعف جامعه دارد؟ چه دردی از این مردم فقیر را دوا می کند؟ لذا این تبعیض ها و توزیع ناعادلانه ی امکانات، منجر به شکاف طبقاتی می شود؛ و در نتیجه منجر به افزایش میزان بزهکاری و جرم در جنوب شهر(به خاطر فقر و محرومیت) می گردد.

از طرفی دیگر علاوه بر مسئولان دولتی و مسئولان شهری، متأسفانه صداوسیما نیز که یک رسانه ی ملّی و متعلّق به تمام ملّت است، غالباً به قشری خاص می پردازد. امام(ره) در این باره نیز فرمودند: «من نظرى به ديگران ندارم، راجع به خودم مى‏گويم از اين وضع راديو تلويزيون خوشم نمى‏آيد. واقع آن است كه آن قدر كه پابرهنه‏ها به راديو تلويزيون حق دارند، ما نداريم. اين يك واقعيت است و تعارف نيست؛ واقع اين است كه آنها اين نظام را درست كرده‏اند و اين نهضت را به وجود آوردند؛ همين جمعيت هستند كه پيروزي ها را به دست آوردند؛ از قشر بالا كسى در اين مسأله حقى ندارد.»[15] فیلم ها و سریال هایی که از تلویزیون پخش می شوند، غالباً مروّج زندگی های متجمّلانه و اشرافی هستند. امام خامنه ای نیز از این منظر، صداوسیما را مورد نقد قرار می دهند: «در کنار دامن زدن به دغدغه ی عدالت اجتماعی و رسیدگی به فقرا، زندگی اشرافی و تجمّلاتی پوچ و بیهوده را هم تخریب کنید... در مقوله‌ى عدالت اجتماعى فيلم ها و سريال هايى ساخته مى‌شود كه غالباً خانه‌هاى مورد استفاده‌ى شخصيت‌هاى اين فيلم ها اعيانى و اشرافى است! واقعاً وضع زندگى مردم ما اين‌طورى است؟ آيا يك زوج جوان يا يك زن و شوهر در چنين خانه‌هايى زندگى مى‌كنند؟! اين كار چه لزومى دارد؟ سال ها قبل بعضى از سريال هايى كه از سيما پخش مى‌شد، هرچند كيفيت آنها مثل سريال هاى الآن نبود - عقب‌تر بود - ليكن فضاى زندگى در آنها، متواضعانه و در يك خانه‌ى معمولى بود؛ آن‌طورى خوب است. زندگى را لزوماً نبايد اعيانى و اشرافى و متجمّلانه معرفى كرد. فضاى تبليغى صدا و سيما اين‌طورى باشد. البته گاهى در اين خصوص هم به ما تذكر مى‌دهند و مطالبى مى‌گويند. تبليغات رسانه‌اى و گاهى تبليغ‌هاى خيلى پررنگ كه مردم را به طرف مصرف‌گرايى سوق مى‌دهد، با برنامه‌اى كه فرضاً شما ساخته‌ايد تا مصرف‌گرايى را تقبيح كنيد، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نيست.»[16]

پس برای تحقق عدالت در جامعه، باید با شکاف های طبقاتی مبارزه کرد: «در همه‌ى برنامه‌هاى حكومت - در قانونگذارى، در اجرا، در قضا - بايد عدالت اجتماعى و پر كردن شكاف هاى طبقاتى، مورد نظر و هدف باشد. اينكه ما بگوييم كشور را ثروتمند مى‌كنيم - يعنى توليد ناخالص ملّى را بالا مى‌بريم - اما ثروت ها در گوشه اى به نفع يك عده انبار شود و عده‌ى كثيرى هم از مردم دستشان خالى باشد، با مكتب سياسى امام نمى‌سازد.»[17] قشر محروم و پابرهنه، مظلوم است، کمتر مورد توجه و حمایت قرار می گیرد. تنها کسی که امروز بیشترین حمایت و جانبداری را از این قشر می کند، رهبر انقلاب اسلامی امام خامنه ای است. ایشان همچون امام راحل(ره) نسبت به مسأله ی عدالت، بسیار جدّی و متعصّب هستند. ایشان تأکید دارند که اهتمام اصلی دولت، باید متوجه قشر محروم باشد: «قشر محروم مردم، بلندگو و تريبون ندارند؛ اما قشر مرفّه و زرمند و زورمند، هم از تريبون ها به ناحق استفاده مى‌كنند؛ هم هرجا بخواهند، در بدنه‌ها اِعمال نفوذ مى‌كنند و كارشان را پيش مى‌برند؛ ولى آن قشر محروم زمين مى‌مانند. اهتمام اصلى دولت در همه‌ى سياست هاى اجرايى و بخشى، بايد رفع محروميت به نفع ايجاد عدالت باشد. اين بايد اولين چيزى باشد كه مورد نظر قرار مى‌گيرد.»[18]

نقش مردم در اجرای عدالت

اما نکته ی مهم این است که اجرای عدالت در جامعه، منوط به مطالبه و خواست عمومی مردم است. اگر مردم نخواهند، عدالت اجرا نخواهدشد. مردم هم در این زمینه، وظیفه دارند: «باید هر پدیده ی ضدّ عدالت در واقعیات کشور، مورد سؤال قرار گیرد.»[19] لذا مردم نقشی تعیین کننده دارند. مردم باید با جدّیت و قاطعیت، مسئولان را مورد مطالبه و بازخواست قرار دهند: «من اعتقادم اين است كه بايد مردم نسبت به مسأله‌ى عدالت اجتماعى و خواست عدالت اجتماعى، مُجدّانه و منطقى، با مسئولانشان صحبت كنند و از دولت ها و از نمايندگان مجلس اين را بخواهند. بايد آن كسى را كه شعار عدالت اجتماعى مى‌دهد، موظف و مسئول كنند و از او مطالبه نمايند. بايد توجه داشته باشند آن كسى كه عدالت اجتماعى را در درجه‌ى پنجم قرار مى‌دهد و عناوين ديگرى را به‌جاى عدالت اجتماعى مى‌گذارد، او بيشترين نياز يك جامعه را ناديده مى‌گيرد و از نظر دور مى‌كند.»[20]

إن شاءالله در دهه ی پیشرفت و عدالت، همزمان با پیشرفت های همه جانبه، عدالت علوی نیز به معنای حقیقی کلمه در جامعه محقق شود.

پی نوشت در ادامه مطلب، موجود است.

میلاد ولیان

valian.milad3@gmail.com


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1393/03/19ساعت 1:7 توسط میلاد| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody