X
تبلیغات
من انقلابی ام


























من انقلابی ام

"ما انقلاب كرديم كه واقعيت ها را تغيير دهيم، نه كه آنها را بپذيريم." شهيد بهشتي

در راهیان نور چه اتفاقی می افتد؟

 

قیام فطرت علیه نفْس، به رهبری شهدا

 

آنچه مهم است، این است که ملّت ایران این مقطع تاریخىِ حساس - مقطع دفاع مقدس - را هرگز فراموش نکند و سال هاى پرمحنت، ولى پرافتخار دوران جنگ تحمیلى را هرگز از یاد نبرد. این آمدن ها، این اظهار ارادت ها، این یادبود گرفتن ها، کمک می کند به اینکه این یادها در ذهن ها زنده بماند. من از این حرکت راهیان نور - که چند سال است بحمداللَّه روزبه‌روز هم در کشور توسعه پیدا کرده - بسیار خرسندم و این حرکت را حرکت بسیار بابرکتى می دانم. و معتقدم این مقطع حساس براى ما یک تجربه است. شما جوان هاى امروز اگر آن روز هم بودید، توى این میدان، با عزم راسخ حاضر می شدید.»[بیانات امام خامنه ای در منطقه عملیاتی فتح‌المبین، 11/1/1389]

پس از پایان جنگ تحمیلی، برخی خانواده های معظّم شهدا، رزمندگان و بسیجیان در مناسبت های مختلف مربوط به دفاع مقدس، برای تجدید خاطرات و تجدید میثاق با شهدا عازم مناطق عملیاتی می شدند. اما قریب به 15 سال است که اقشار مختلف مردم در قالب کاروان های «راهیان نور» توفیق حضور در این مناطق را پیدا می کنند و در تعطیلات نوروز و تعطیلات تابستان، خود را به جبهه ی جنوب و جبهه غرب می رسانند. گرچه اردوهای راهیان نور با اهدافی از قبیل ترویج تفکر بسیجی و جهادی و زنده نگه داشتن یاد شهدا و ارزش های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس طراحی شد، اما در یک دهه ی اخیر برکات و کارکردهای فراوان دیگری از خود بروز داد که به برخی از مهمترین این برکات و کارکردها اشاره می شود:

ارائه تصویر حقیقی از جنگ

تصور جوانان و نوجوانان و جنگ ندیده ها - کسانی که دوران دفاع مقدس را درک نکرده اند یا در جبهه ها حضور نداشته اند- از جنگ هشت ساله و شهدا، صرفاً محدود به تصاویر روی پرده ی سینماها و براساس سلیقه ی فیلمسازان[که غالباً از انعکاس حقایق جنگ، عاجزند]، عکس ها و مطالبی محدود در کتاب های درسی و بیلبردهای سطح شهر می شود. نهایتاً بهترین و واقعی ترین تصویری که به نسل کنونی ارائه شده، مستندهای پربار و اثرگذار روایت فتح – ساخته ی شهید آوینی(ره)- است. لذا یکی از عوامل عدم ارتباط یا ارتباط محدود نسل جدید با دفاع مقدس و شهدا، همین تصویرهای گزینش شده و شناخت ناقص است. اردوی راهیان نور این امکان را فراهم می کند که زائران مناطق جنگی، تا حدّ زیادی از نزدیک به واقعیت های جنگ پی ببرند، شرایط جنگی و منطقه ای را از نزدیک لمس و احساس کنند، دشواری مدیریت و فرماندهی عملیات ها را به چشم خود ببینند[به امدادهای غیبی در عملیات های معجزه آسا مثل والفجر 8 پی ببرند]، با سیره و سبک زندگی رزمندگان و شهدا از نزدیک آشنا شوند و همذات پنداری کنند. مطمئناً چنین شناختی از طریق فیلم و عکس و سخنرانی و... حاصل نمی شود، بلکه حضور فیزیکی در منطقه، موضوعیت دارد. خاک این مناطق، گیراست. خاکی که قدمگاه شهدا و محل زندگی رزمندگان اسلام بوده و خاکی که خون شهید روی آن ریخته شده، به مراتب مؤثرتر و گویاتر از تصاویر محدود و بعضاً غیرواقعی رسانه هاست. آن معنویت و اثری را که به واسطه ی حضور در سنگرهای به جامانده از شهدا بر دل و روح و ذهن انسان می نشیند، شاید با صدها فیلم سینمایی –که محصول کار بهترین فیلمسازان دنیا باشد- هم نتوان ترسیم کرد و به مخاطب ارائه داد. مشاهده ی آثار به جامانده از شهدا و رزمندگان مثل خاکریزها، کانال ها، سنگرها، وسایل و تجهیزات، و... از نزدیک، یقیناً مؤثرتر و رساتر از تماشای آنها در قاب دوربین ها و رساتر از شنیدن وصف آنهاست. تنها چند دقیقه حضور و قدم زدن در پادگان دوکوهه و حسینیه حاج همّت کافی است تا انسان احساس کند که این ساختمان ها و درودیوارها روح دارند، انگار انسان هنوز حضور شهدا را در آنجا با تمام وجود لمس می کند. البته همه ی اینها مستلزم این است که مناطق جنگی، دست نخورده و با همان حس و حال باقی بماند و با تغییرات و دخل و تصرف در این آثار، حالت مصنوعی و تصنعی پیدا نکند.

شایسته است که در ضمن این فعل و انفعالات روحانی و عاطفی، و درکنار مشاهده ی مناطق، راویان متبحّر و آشنا به مسائل جنگ، حقایق جنگ هشت ساله از جمله دلایل شروع جنگ و بخصوص چرایی و چگونگی پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 – که به تعبیر حضرت امام(ره)، به منزله ی نوشیدن جام زهر بود -  برای زائران به طور کامل و دقیق بیان شود.

جرقه‌ای برای تحول روحی

چه بسیار از جوانان و نوجوانانی که برای اولین بار به مناطق جنگی مشرف شده اند و پس از زیارت، تغییر و تحولی بنیادین در آنها رخ داده که مسیر زندگی آنها را عوض کرده است. جوان ها به واسطه ی دارا بودن دل های نرم و پاک و زلال، بمجرد اینکه وارد منطقه می شوند و حقایق جنگ را از نزدیک می بینند، به شدت تحت تأثیر فضای معنوی حاکم بر جبهه و خلوص و صفای شهیدان قرار گرفته و دچار یک انقلاب درونی می شوند، چراکه حقیقت گمشده ی خود را در اینجا پیدا می کنند؛ راه شهدا را می بینند و می پسندند، چون کاملاً منطبق بر فطرت الهی آنهاست. در اشتیاق شهدا به جان نثاری و فداکاری برای ولایت الله و ارزش های انسانی و فطری، عشق حقیقی و پایدار را می یابند و به آن پایبند می شوند. لذا راهیان نور، می تواند جرقه ای برای یک تحول روحی و در نتیجه، مقدمه ای برای شروع مسیر جدید[و البته صحیح] در زندگی باشد.

معرفی الگو از قهرمان‌های واقعی و دست‌یافتنی

انسان فطرتاً طالب کمال است. می خواهد قله ای برای خود تعریف و ترسیم کند و خود را در مسیر رسیدن به آن قرار دهد. بنابراین پیوسته در جستجوی شخصیت های بزرگ و قهرمان است تا از آنها الگو بگیرد. در روزگاری که قهرمان های کاذب و غیرواقعی فیلم ها و کارتون ها و یا اسطوره ها و بزرگان روشنفکرنما، الگوهای نسل جوان می شوند، شاهد رکود، خمودگی و ناامیدی در برخی جوان ها هستیم. چراکه الگوبرداری از این قهرمان ها، آنها را ارضا نمی کند؛ از همین روست که هر از چند گاهی الگوی خود را تغییر می دهند و با قهرمانی دیگر زندگی می کنند. علت اصلی ارضا نشدن با این الگوها این است که اساس اینها بر حقیقت و ارزش های فطری استوار نیست و نمی تواند پاسخگوی روح کمالجو و حقیقت طلب انسان واقع شود. زندگی چندروزه ی جهادی و شیرین در اردوی راهیان نور، این نیاز فطری را مرتفع می سازد. در خلال آشنایی و خلوت با شهدا هرکس به مقتضای روحیات و خصوصیات شخصیتی خود، به یک یا چند شهید بزرگوار علاقه مند می شود، با او پیوند قلبی و عاطفی برقرار می کند و او را الگو و قهرمان زندگی خود قرار می دهد. الگوهایی که محدود به یک قشر خاص نیستند و برای هر قشری و هر سنّی و هر جنسی الگو وجود دارد: برای دانش آموز، برای دانشجو، برای طلبه، برای معلم، برای هنرمند، برای بنّا و کارگر، برای مقام مسئول، برای دانشمند و... الگوها و قهرمان هایی همچون شهید فهمیده، شهید علم الهدی، شهید آوینی، شهید برونسی، شهید باکری، شهید همّت، شهید دکتر چمران، شهید تندگویان، جاویدالأثر حاج احمد متوسلیان و بسیاری اسطوره های حقیقی دیگر که پیروی از هر کدام آنها، انسان را سعادتمند می کند.
چنین قهرمانانی علی رغم اینکه حقیقی هستند، اما دست یافتنی اند. چنین نیست که کسی گمان کند، رسیدن به قافله شهدا ناممکن است؛ چراکه شهدا را هم کسانی شبیه خود می بیند.

احیای ارزش‌های اسلامی و انقلابی

مسافر راهیان نور پس از آشنایی با شهدا و الگوگیری از آنها، سعی در همرنگ شدن با شهدا و پیمودن راه آنان می کند، چون در وجود خود، فرهنگ معنوی زندگی در جبهه، صفا و صمیمیت و محبت شهدا را مایه ی سکینه ی قلبی و آرامش روحی می بیند. فرهنگ جبهه و جهاد، او را به هویت و اصل خویش متوجه می کند، او را به بازشناسی مبدأ و معادش تحریض می کند، و نهایتاً پی بردن به نقش و جایگاه او در صحنه ی کارزار امروز را یادآور می شود. در نتیجه روحیات مذهبی و انقلابی در وجودش شروع به غلیان می کند، روحیه ی شهادت طلبی، ایثار و فداکاری، ولایتمداری و شور و شعور انقلابی را در خود زنده می کند و پی می گیرد. همچنین درس مبارزه با ظالم و مستکبر را می آموزد و درس تکلیف مداری و مقاومت در عین فشارها و تحریم ها و با وجود کمترین امکانات و تجهیزات را فرا می گیرد.
علاوه بر اینها نسبت به نمادهای ارزشی و انقلابی مثل چفیه و سربند و پلاک و لباس خاکی و ... علقه پیدا کرده و آنها را جایگزین نمادهای سابق خود می کند.

پیوند نسل جدید با نسل اول انقلاب

ثمره همرنگ شدن با شهدا و اتّحاد با آنها در اهداف و آرمان ها و ارزش ها، پیوند و یکی شدن نسل جدید با نسل اول انقلاب است؛ طوری که جوان امروز، خود را در همان معرکه و در موقعیت شهدا می بیند، لذا همان مسیر شهدا را طی می کند. در این مسیر، سختی ها و ناملایمات را تحمّل می کند تا آرمان هایش محقق بشود، برای حاکمیت ارزش ها بر جامعه تلاش می کند، کمر به دفاع بی دریغ از نظام اسلامی و ولایت می بندد، نسبت به مسائل کشورش و جهان، حساس و دغدغه مند و پیگیر می شود و خود را برای نبرد نهایی با جبهه باطل در رکاب امام عشق مهیا می سازد.

میلاد ولیان

valian.milad3@gmail.com

نوشته شده در چهارشنبه 1392/12/21ساعت 10:19 توسط میلاد| |

آقای علی جنتی!

قرار است با «تدابیر» شما چه کسانی «امیدوار» شوند!؟

 

به جهت طرح دغدغه و نگرانی آقای عزیزمان در جلسه ی دیروز با خبرگان، شاید بازنشر این مطلب، مفید فائده باشد؛ إن شاءالله...

 

دولت محترم یازدهم که با شعار «تدبیروامید» روی کار آمد، از همان ابتدا دچار تناقض های آشکاری در شعارها و اقدامات عملی شد. بسیاری از مسئولان دولت، علی رغم اینکه دائماً نام مبارک «مقام معظم رهبری» را می آورند و خود را مطیع معظمٌ له می دانند، اما در عمل شاهدیم که اقداماتی از سوی آنها صورت گرفته و می گیرد که با اندیشه ها و مواضع صریح رهبر معظم انقلاب در تضاد است. دولت محترم باید مشخص کند که می خواهد به چه کسانی «امید» بدهد؟ عملکرد وزارت امور خارجه در توافق نابرابر ژنو، به چه کسانی امید داده است؟ عملکرد وزارت راه و شهرسازی در توقف طرح مسکن مهر، به چه کسانی امید داده است؟ عملکرد بانک مرکزی در ممانعت رسمی از کاهش نرخ ارز، چه کسانی را امیدوار کرده؟ عملکرد وزارت صنعت، معدن و تجارت در طرح نامنظم و بدون برنامه ی توزیع سبد کالا، چه کسانی را امیدوار و راضی کرده؟ اقدام غیرقانونی برخی وزرا در استفاده از فیس بوک و توییتر به چه کسانی امید داده؟ عزل های بی سابقه نیروهای ارزشی و متدیّن از مناصب گوناگون دولتی، به چه کسانی امید داده؟ و همین طور بسیاری اقدامات دیگر از جمله تماس تلفنی با رئیس جمهور خبیث آمریکا، دروغ خزانه ی خالی، تخریب دائمیِ دولت سابق، افراطی خواندن منتقدان دولت یازدهم، نصب اشخاص مسأله دار و حتی محکومان و فعالان فتنه 88 در بخش های مختلف دولتی[بخصوص در وزارت علوم] و... این اقدامات به چه کسانی امید داده است!؟ لذا این سؤال کلی مطرح می شود که اعضای دولت، با اقدامات خود می خواهند به چه کسانی «امید» بدهند؟

 انتقاد با هدف اصلاح

یکی از بخش های دولت که در حال حاضر چنین روندی را طی می کند، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. آقای علی جنتی در روز اخذ رأی اعتماد در مجلس سخنانی ایراد کردند که با عملکرد امروز ایشان سازگاری ندارد. قرار بود این وزارتخانه در دولت تدبیروامید در چارچوب قانون و شرع و منویات رهبر انقلاب مشی کند. در این چند ماهی که از مسئولیت آقای علی جنتی در وزارت ارشاد می گذرد، شاهد اتفاقات ناگواری در عرصه ی فرهنگ و هنر بودیم که لازم است وزیر محترم ارشاد جداً پاسخگو باشد و انتقادها را بپذیرد و شیوه ی مدیریت این وزارتخانه را اصلاح کند.
وقتی کارت زرد قانونی مجلس هم کارساز نمی شود و رئیس محترم دولت و وزیر ارشاد همچنان مصرانه و با بی اعتنایی به تذکرهای نمایندگان مردم، مسیر خود را ادامه می دهند، طبیعتاً منتقدان هم به مسیر خود- که همان نقد و اصلاح گری دلسوزانه و تکلیف مدارانه است- ادامه می دهند و تا زمانی که مسیر غلط و ضدّارزشی برخی مدیران و مسئولان اصلاح نشود، از حفظ اصول و ارزش های انقلاب اسلامی کوتاه نمی آیند. امام خامنه ای رهبر انقلاب راجع به پاسخگویی مسئولان می فرمایند: «هیچ دستگاهى نباید خود را از انتقاد و نقد، مصون و از عیب، خالى بداند؛ همه‌ى دستگاه‌هاى کشور باید مورد نقد منصفانه قرار بگیرند و همه در جهت اهداف نظام و در چهارچوب آن، رفتار خود را اصلاح کنند. دولت، مجلس، قوه‌ى قضاییه و سایر دستگاه‌هایى که در کشور هستند و مسؤولیت‌هاى مهمى بر دوش آنهاست، همه مشمول این قاعده‌ى کلى هستند؛ نقد، اصلاح و پاسخگویى.»[2/1/1383] «مسئولان بلندپایه‌ى کشور همه باید پاسخگو باشند؛ پاسخگوى کار خود، پاسخگوى تصمیم خود، پاسخگوى سخنى که بر زبان آورده‌اند و تصمیمى که گرفته‌اند؛ این معناى پاسخگویى است.»[26/1/1383]

لذا بر همین اساس، حق مسلّم همه ی شهروندان است که مسئولان خود را بازخواست کنند و از آنها پاسخ قانع کننده بخواهند. در همین راستا، از وزیر محترم ارشاد باید سؤال کرد که:

آقای علی جنتی

چرا «آزادی» و «فضای باز» را فقط برای کسانی مجاز می دانید که دل در گرو انقلاب و ملّت ندارند؟ چرا میدان را برای فعالیت عناصر غیرارزشی و غیرمتعهّد به مردم و نظام، فراهم می کنید؟ با مجوز دادن به نشر چشمه- که تا لغو امتیاز هم پیش رفته بود- به چه کسانی امید دادید؟ آیا نشر چشمه در چارچوب های قانونی فعالیت می کرد؟ آیا می توان گفت که این کار شما چراغ سبزی بود برای سایر ناشران خاص و مسأله دار که بتوانند آزادانه عرضه ی اندام کنند. زمزمه هایی شنیده شده مبنی بر توقیف چاپ کتاب "راز قطعنامه"[که روایتی تاریخی و مستند از فرایند پذیرش قطعنامه 598 دارد]، که اگر چنین اتفاقی رخ بدهد، نقض آشکار آزادی بیان و در تضاد با شعارهای خود شماست.

چرا با ممیزی مخالفید؟ آیا هر نویسنده ای و هر ناشری باید آزاد باشد که هر چه خود می پسندد -ولو ناسالم و مضر- منتشر کند و فضای فرهنگی کشور را مسموم نماید؟

در مسأله ی آزادی مطبوعات، چرا تبعیض قائل می شوید؟ وقتی روزنامه ی بهار به خاطر اهانت به مقدسات ملّت توقیف می شود، شما اظهار تأسف می کنید؛ اما در عوض، هفته نامه ی یالثارات را به خاطر انتقاد از دولت، خیلی راحت توقیف می کنید و به هفته نامه 9 دی و روزنامه ی وطن امروز، اخطارهای شدیداللحن می دهید. آیا آزادی فقط حقّ حامیان دولت است؟ آیا هیچ روزنامه و نشریه ای نباید حقّ کوچک ترین انتقادی از عملکرد دولت را داشته باشد؟

وزیر محترم ارشاد

آیا جشنواره امسال فیلم فجر در شأن یک مملکت اسلامی بود؟ آیا در جشنواره ای که با پول بیت المال مسلمین برگزار می شود، آنهم در دهه ی فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، باید به بازیگران دوره ی طاغوت افتخار شود!؟ کاش جشنواره ی فیلم فجر در دهه ی فجر برگزار نمی شد و کاش اصلاً در ایران برگزار نمی شد. چنین جشنواره ای چه سنخیتی با اهداف انقلاب و ملّت متدیّن ایران دارد؟ جشنواره ای سرشار از هنجارشکنی، اهانت به ارزش ها، دهن کجی به نظام، تکریم سینمای فاسدِ قبل از انقلاب، و حضور برخی اشخاص خودبرتربین و روشنفکرنما -که هیچگونه تعهدی را نسبت به انقلاب و مردم ایران و حتی به انسانیت قائل نیستند- برگزار می شود، و متأسفانه مسئولان امر به جای برخورد با چنین رویدادهای ضدّ فرهنگی، ترجیح می دهند که جای خود را در دل هنرمندنماها و روشنفکرنماها باز کنند و بگویند «هنرمند ارزشی و غیرارزشی نداریم». همین رفتارهای زننده موجب شد که برخی مراجع معظم تقلید از جمله حضرت آیت الله نوری همدانی واکنش نشان بدهند و از روند این جشنواره انتقاد کنند.

آقای علی جنتی

پیش از شما هم گذشتگان سعی در نزدیک شدن به اهالی سینما داشتند. در سال های اخیر، اینهمه حمایت های گوناگون مادی و معنوی از سینماگران و برخی هنرمندنماها شد؛ اما نتیجه اش چه بود؟ اهالی سینما چه پاسخی به این حمایت ها دادند؟ چه ثمره ای، جز فیلم های یأس آلود و تاریک با سیاه نمایی مفرط[به بهانه ی واقع نمایی]، بعضاً همراه با ابتذال و محتوای ناسالم و غیراخلاقی و نامناسب برای خانواده ها داشت!؟

آقای جنتی

چرا علی رغم آشکارشدن ماهیت حقیقی فعالیت شبکه های اجتماعی[فیس بوک، توییتر و...] و نقش مؤثر آنها در فتنه ی 88 ، همچنان خواهان دسترسی آزاد به این شبکه ها هستید؟

راستی چرا عکس عطاءالله مهاجرانی دوباره به وزارت ارشاد برگشت!؟ همه ی این انتقادها و سؤال های دلسوزانه از این جهت است که مبادا وزارت ارشاد فعلی مسیر دوره ی سیاه اصلاحات را برود. این نگرانی ها از آنجایی شروع شد که شما گفته بودید علاقه و ارادت فکری به آقای هاشمی دارید. چراکه نتایج و مضرات سیاست های فرهنگی ایشان را در هشت سال دوره ی سازندگی و همچنین در هشت سالِ پس از آن، هیچ گاه فراموش نمی کنیم.

امیدواریم که هرگونه اظهارنظر، موضع گیری، تدبیر و اقدام عملی در مجموعه ی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در چارچوب احکام اسلام و قوانین جمهوری اسلامی و اندیشه های امام و رهبر انقلاب انجام بگیرد، و نهایتاً موجبات امید و امیدواری قشر متدیّن و مؤمن به انقلاب-که نقش اصلی را در پیروزی انقلاب داشتند- را فراهم آورد، نه امیدواری هنجارشکنان و اپوزیسیون و ضدّانقلاب که هیچ نقشی در انقلاب نداشته اند و همواره در خصومت و غرض ورزی نسبت به انقلاب اسلامی ملّت به سر برده اند.

 میلاد ولیان

valian.milad3@gmail.com

نوشته شده در جمعه 1392/12/16ساعت 1:39 توسط میلاد| |

دانلود کتاب «نقد و بررسی متن توافقنامه نابرابر ژنو»

"پاسخ به شبهات درباره توافق هسته‌ای ایران و 1+5 به همراه متن انگلیسی و ترجمه دقیق فارسی بیانیه نهایی"

بنده این کتاب را کامل و دقیق مطالعه کردم. این کتاب در ۱۰۸ صفحه، توضیحاتی کامل و جامع راجع به توافق نامه ژنو ارائه می کند. توصیه می کنم اگر می خواهید از حقیقت توافق ژنو مطلع شوید، مطالعه ی این کتاب را از دست ندهید.

لینک دانلود فایل PDF کتاب: 

http://ww1.rajanews.com/userfiles/flash/PDF/naghd.pdf

 

البته یک جزوه ۲۸ صفحه ای که تقریباً خلاصه ای از کتاب بالاست، تهیه شده که از لینک زیر قابل دریافت است:

لینک دانلود:   http://uplod.ir/h69askycocdo/رمزگشایی_از_ابهامات_توافقنامه_ژنو.rar.htm

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1392/12/12ساعت 21:34 توسط میلاد| |

تقدیم به رئیس جمهور عزیزم:

 

"هر جایى كه مردمان عافيت‌طلب و راحت‌طلب، در وسط ميدان مبارزه، جایى براى خود باز نمي كنند و خطرپذيرى نمي كنند، انسان هاى مؤمن و مبارز را به تندى و افراطى‌گرى متّهم مي كنند."

امام خامنه ای - 14/3/1392

***

"اين را هم به همه توصيه كنيم كه نيروهاى انقلابى را متّهم به افراطى‌گرى نكنند؛ بعضى هم اينجورى دوست مي دارند. عنصر انقلابى، جوان انقلابى، طلبه‌ى انقلابى، فاضل انقلابى ... را متّهم كنند به افراطى‌گرى؛ نه، اين هم انحرافى است كه به دست دشمن انجام مي گيرد؛ واضح است."

امام خامنه ای - ۲۹/۷/۱۳۸۹

 

نوشته شده در پنجشنبه 1392/12/08ساعت 14:29 توسط میلاد| |

فتحعلی شاه قاجار چگونه با دشمن مهاجم، "تعامل سازنده" می کرد!؟

 

 ترکمانچای!

 

نتیجه­ی بازی بُرد- بُرد فتحعلی­شاه با دشمنان ایران­زمین

 

>> به مناسبت اول اسفند، سالروز عهدنامه­ی ننگین و نابرابر ترکمانچای <<

عهدنامه تركمانچاي قرارداد صلحي بود كه ميان ایران با نمایندگی ميرزا ابوالحسن­خان شيرازي و آصف­الدوله، و روسيه تزاري با نمایندگی ایوان پاسكوويچ، در 21 فوريه 1828میلادی[مصادف با اول اسفند 1206 شمسی] و با وساطت انگليس منعقدشد.

اگر چه دوره جنگ­های اول میان ایران و روسیه تزاری با انعقاد عهدنامه گلستان و واگذاری بخش­هایی از خاک ایران به روسیه پایان یافت، اما برخی بندهای این عهدنامه ابهام داشت؛  از جمله اینکه تعيين خط مرزي در عهدنامه گلستان (هر كشوري تا هر جا كه تصرف كرده بماند) مبهم بود؛ از این رو نماينده ايران ابوالحسن شيرازي براي حل بحران مرزي و حل اختلافات راجع به گنجه، ايروان و تالش به روسيه رفت اما جواب دربار روسيه به شرح ذيل است: «بلاد متصرفي به قهر و غلبه نبوده، بلكه حكّام هر محل با كمال رغبت، حكومت روسيه را پذيرفتند.»

 ... سرانجام روابط خدعه­آميز و به ظاهر مسالمت­آميز سياسي روس­ها باعث شد ايران نتواند خود را تجهيز كند و به دفاع در مقابل روس بپردازد و وليعهد خسته از عدم حمايت‌هاي مالي، جنگ در مقابل روس را زود پايان داد و عهدنامه ننگين ديگري به نام عهدنامه تركمانچاي به ايران تحميل شد.[سایت پژوهشکده باقرالعلوم(علیه­السلام)]

 مفاد عهدنامه

 طی این قرارداد قلمروهای باقی‌مانده ایران از معاهده "گلستان" در قفقاز شامل خانات ایروان و نخجوان به روسیه واگذار شد. ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به روسیه شد. بر طبق این قرارداد روسیه قول داد از پادشاهی ولیعهد وقت عباس‌میرزا حمایت کند. خلاصه­ای از مفاد عهدنامه ترکمانچای بدین­شرح است:

*     واگذاری خانات ایروان و نخجوان به دولت روسیه و تخلیه تالش و مغان از سپاه ایران

*     پرداخت ده کرور تومان [پنج­میلیون تومان] به طور اقساط از طرف ایران به روسیه، به عنوان غرامت جنگی

*     اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر

*     رضایت به انعقاد یک عهدنامه تجاری بین ایران و روسیه و حق اعزام کنسول و نمایندگان تجاری به هر منطقه از مناطق ایران که روس‌ها لازم بدانند

*     حمایت روسیه از ولیعهدی عباس­میرزا و کوشش در به­سلطنت­رساندن وی پس از مرگ فتحعلی­شاه

*     استرداد اُسَرای طرفین

*     اعطای حق قضاوت کنسولی به اَتباع روسیه

*     در صورت ارتکاب جرم توسط اتباع روس در ايران، دادگاه­هاي ايران حق كوچك­ترين دخالتي را نداشتند[كاپيتولاسيون]

*     علاوه بر امضای معاهده ترکمانچای زیر فشار روس‌ها، یک عهدنامه تجاری نیز با آنان به امضا رسید که تمام بازار ایران را بدون هیچ مانعی در اختیار روس‌ها قرار می‌داد.[بی باک نیوز/ کدخبر: 77046]

 ***

اگر ولی­فقیه نبود، امروز هم ترکمانچای­ها تکرار می­شد!

 امام­خامنه­ای(ارواحنا فداه):

«امروز بيش از صدوپنجاه سال و نزديك به دويست­سال از قرارداد ننگين تركمانچای مى‌گذرد. هر ايرانى كه آن تاريخ را بخواند، بعد از گذشت نزديك به دو قرن، در روح خود احساس شرمسارى، حقارت و شكست مى‌كند و از خود مى‌پرسد: چطور در حادثه‌اى به آن عظمت، سردمداران كشور قادر نشدند عزم ملّى و سرمايه‌هاى مادّى و معنوى كشور را به كمك هويّت ملّى اين كشور به ميدان بياورند!؟ لشكر مهاجم دشمن تا قلب كشور آمد؛ بعد با التماس و درخواست و پيشكش­دادن و وساطت دشمنانِ دوست‌نما و خسارت­هاى فراوان ملّی و آن اهانت­هايى كه به ملّت ايران شد، قبول كرد كه قدرى عقب بنشيند، در حالى‌كه هفده شهر قفقاز را از ايران گرفته و كشور را از بخشى از پاره تن خودش محروم كرده بود! امروز هم كه شما اين حادثه را در ذهن خودتان يا در كتاب تاريخ مرور كنيد و ببينيد بر ملّت ايران در آن حادثه تلخ چه گذشت، احساس خجالت و احساس سرافكندگى و ذلّت مى‌كنيد.»[6/7/1379]

 ***

 مسئولین محترم! در مقابل دشمن، احساس ضعف نکنید!

 

امام­خامنه­ای، 28/11/1392:

«من امسال روز اوّل سال ۹۲ در مشهد در جوار مرقد ثامن‌الحجج اعلام كردم؛ گفتم من حرفى ندارم؛ بعضى از مسئولين و دولتمردان - دولتمردان آن دولت[قبلی]، بعد هم دولتمردان اين دولت - فكر مي­كنند در قضيّه‌ى هسته‌اى ما با آمريكايى‌ها مذاكره كنيم تا موضوع حل بشود؛ گفتيم خيلى خب، اصرار داريد شما، در اين موضوعِ بالخصوص برويد مذاكره كنيد؛ ولى در همان سخنرانى اوّل امسال گفتم من خوشبين نيستم؛ مخالفتى نمي­كنم امّا خوشبين نيستم. ببينيد مرتّب پى‌درپى اظهارات سخيف آمريكايى‌ها را...

[آمریکایی­ها] تودهنى را روز 22 بهمن از مردم خوردند. يكى از علل اجتماع گرم‌تر مردم امسال همين بود كه مردم ديدند كه چطور مسئولين آمريكا گستاخ، پررو، زياده‌طلب، بددهن، بى‌ادب روبه‌رو مي­شوند؛ غيرت دينى مردم آنها را به ميدان كشاند تا به دشمن بگويند: اشتباه نكن، ما هستيم. ملّت ايران در اين راهپيمايى بيست‌ودوّم بهمن به همه‌ى ما - به اين حقير، به مسئولين گوناگون، به زحمت‌كشانى كه دارند در امور اداره‌ى كشور حقيقتاً زحمت مي­كشند؛ چه آنهايى كه در باب سياست خارجى كار مي­كنند، چه آنهايى كه در باب سياست داخلى كار مي­كنند - خواستند بگويند: خاطرتان جمع باشد، ملّت ايران ايستاده است، در صحنه است، در مواجههى با دشمن احساس ضعف نكنيد؛ يكى از پيام­هاى بزرگ ملّت ايران اين بود.

من اوّل امسال گفتم، بعد هم بارها – قبل­ها هم گفتيم، بعدها هم گفتيم - مكرّر گفتيم كه مسئله‌ى هسته‌اى بهانه است براى دشمنى؛ مسئله‌ى هسته‌اى هم اگر يك روزى - حتّى به فرض محال - بر طبق نظر آمريكا حل بشود، باز يك مسئله‌ى ديگرى دنبال آن مى‌آيد؛ الآن ملاحظه كنيد سخنگويان دولت آمريكا بحث حقوق بشر، بحث موشكى، بحث سلاح و مانند اينها را به ميان آوردند... كارى كه وزارت‌خارجه‌ى ما و مسئولين دولتى ما شروع كردند، ادامه پيدا خواهد كرد؛ ايران آنچه را قرار گذاشته است و عهد كرده است نقض نخواهد كرد. البتّه مسئولين تلاش خودشان را بكنند، كار خودشان را بكنند، امّا آمريكايى‌ها با انقلاب اسلامى دشمنند، با جمهورى اسلامى دشمنند، با اين پرچمى كه شما مردم بلند كرديد دشمنند و اين دشمنى با اين چيزها فرو نخواهد نشست؛ علاج مقابله‌ى با اين دشمنى هم فقط يك‌چيز است و آن، تكيه‌ى به اقتدار ملّى و به توان داخلى ملّى و مستحكم كردن هرچه بيشتر ساخت درونىِ كشور است. هرچه در اين زمينه ما كار بكنيم، كم است.»

 

نوشته شده در چهارشنبه 1392/11/30ساعت 17:55 توسط میلاد| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody